عصر جمعه/سکوت خیابونا/چشمای خوابآلود و لجباز
برچسب: نویسنده: ماهان کاظمی تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 17:22
ته دلم میدونم قرار نیست بخوابم و میرم سراغ کتاب.
برچسب: نویسنده: ماهان کاظمی تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 17:22
لباس هایی که منتظرن برای اولین بار پوشیده شن.
برچسب: نویسنده: ماهان کاظمی تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 17:22
دلم میخواد تا صبح تمومش کنم.
برچسب: نویسنده: ماهان کاظمی تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 11:16
تو الان رفتی کنسرت و نیناش ناش میکنی که الهی برق کل برج قطع شه و هیچ جوره تامین نشه!
و من ناچار نشستم و فیلم ترکی میبینم ودست و پا شکسته سعی میکنم یه چیزایی بفهمم.
برچسب: نویسنده: ماهان کاظمی تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 11:16
از دور عمارت گرنج رو میبینم در حالی که ارواح هیت کلیف و کاترین ارنشاو قدم زنان از اونجا دور میشن.
برچسب: نویسنده: ماهان کاظمی تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 11:16
وقتایی که کل مسیرو باهاشون صحبتمیکردم و تک تکشون بهم زنگ میزدن تا ببینن کجا رسیدم.
وقتایی که شکم به درسارجعیت پیدا میکرد و به جای کلاس میرفتیم کافه و من راضی نمیشدم آبنبات چوبیمو از دهنم دربیارم و با دهن نیمه پر با کافهمن صحبت میکردم.
یکشنبه بالاخره میرم دانشگاه^_^.
برچسب: نویسنده: ماهان کاظمی تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 11:16
از امروز تا هفت نسل بعدم از این سیماستفاده خواهیم کرد.
برچسب: نویسنده: ماهان کاظمی تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 11:16